روزه در ادیان دیگر
روزه در ادیان الهی:
بنا به نص قرآن کریم، روزه علاوه بر مسلمانان بر امتهای پیش از آنها نیز واجب بوده است،1 البته بنا به نظر علمای تفسیر، علی رغم وجوب روزه بر تمام اقوام پیش از اسلام، روزه ایشان شبیه روزه مسلمانان نیست؛ به عبارتی همه پیغمبران به امتهای خود دستور روزه دادهاند هرچند هرکدام، راه مخصوصی برای انجام این واجب الهی داشتهاند. مثلاً مدت زمان روزهداری در اسلام از سپیده فجر تا غروب خورشید است که ممکن است در ادیان دیگر متفاوت باشد و چه بسا روزه در ادیان دیگر، از جمله یهود به صورت دیگری مطرح باشد؛ مثلاً روزه سکوت که به واسطه نذر، سوگند و... واجب میشد. حال آن که در اسلام این نوع روزه جایز نیست. از امام سجاد(ع) نقل شده است: صوم السکوت حرام؛2 روزه سکوت حرام است و این به جهت تغییر شرایط اجتماعی و است. بنابراین، در میان ادیان الهی احکام و مقررات زیادی که مشابه هم باشند یافت میشود، از این رو یکی از مبانی گفتگوی بین ادیان الهی همین احکام و مقررات متشابه میتواند باشد.
فضیلت اعمال مستحبى ماه رمضان
الحدیث:
قال على بن ابیطالب(ع):
»علیکم فى شهر رمضان بکثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فیدفع عنکم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبکم. (1)
ترجمه: بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زیاد. اما دعاهاى شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بین برنده گناهان است.
توضیح:
از وظایف روزه داران در این ماه، دعا و درخواستحوایج از حضرت حق است که بنده احساس نیاز به پیشگاه بى نیاز کرده، و دستهاى احتیاج خویش را به درگاه او دراز مىکند.
- روزهاى ماه رمضان
الحدیث:
قال رسول الله (صلى الله علیه و آله):
ایها الناس انه قد اقبل الیکم شهر الله بالبرکة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ایامه افضل الایام و لیالى افضل اللیالى و ساعاته افضل الساعات. (2)
ترجمه:
اى مردم ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به شما رو کرده است، ماهى است که پیش خدا بهترین ماه است و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات.
- اعتکاف در ماه رمضان
الحدیث:
قال رسول الله (صلى الله علیه و آله):
اعتکاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتین و عمرتین. (3)
ترجمه: اعتکاف در یک دهه از ماه مبارک رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.
توضیح:
در ایام و لیالى مقدسهاى، طبق روایات رسیده از ائمه معصومین (علیهم السلام) مستحب است که هر مسلمانى در صورت امکان دهه آخر ماه مبارک رمضان را در مسجد معتکف شود، که پیامبر اکرم(ص) در تمامى عمرش چنین میکرد.
- تلاوت قرآن در ماه رمضان
بهترین اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارک رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ویژهاى برخوردار است چنانچه وارد شده:
الحدیث:
قال ابو جعفر (علیه السلام):
لکل شىء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان (4)
ترجمه:
براى هر چیزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است.
بنا بر این امتیازات قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماههاى دیگر بیشتر است.
الحدیث:
قال رسول الله (صلى الله علیه و آله):
من تلافیه آیة من القرآن کان له مثل اجر من ختم القرآن فى غیره من الشهور. (5)
ترجمه:
اگر کسى در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثوابش مثل کسى است که در غیر ماه رمضان یک ختم قرآن کرده است.
- افطارى و صدقه دادن در ماه رمضان
الحدیث:
قال الباقر (علیه السلام)
یا سدیر، هل تدرى اى لیال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداک ان هذه لیالى شهر رمضان فما ذاک؟ فقال له اتقدر على ان تعتق کل لیلة من هذه اللیالى عشر رقاب من ولد اسمعیل؟ فقال له سدیر بابى انت و امى لا یبلغ مالى ذاک، فما زال ینقص حتى بلغ به رقبة واحدة فى کل ذلک یقول: «لا اقدر علیه فقال له: افما تقدر ان تفطر فى کل لیلة رجلا مسلما؟ فقال له: بلى و عشرة فقال له (علیه السلام):
فذاک الذى اردت یا سدیر، ان افطارک اخاک المسلم یعدل عتق رقبة من ولد اسماعیل علیه السلام. (6)
ترجمه:
اى سدیر! آیا مىدانى چه شبهایى است این شبها؟ سدیر گفت:
بلى فدایت گردم این شبها شبهاى ماه رمضان است، مگر این شبها چگونه است؟ امام (علیه السلام) فرمودند: آیا قدرت دارى هر شب از این شبها ده بنده از فرزندان اسماعیل (ع) را آزاد کنى؟ پس سدیر عرض کرد: پدر و مادرم به فدایت، ثروتم کفاف نمىدهد، پس امام پیوسته تعداد بندهها را کم کرد، تا رسید به یکى در تمام این ماه، سدیر گفت: قدرت ندارم پس امام(ع) به او فرمود: آیا قدرت ندارى هر شب یک مسلمان روزهدارى را افطار دهى؟ سدیر عرض کرد: بلى تا ده نفر را هم مىتوانم افطارى بدهم، پس امام به او فرمود:
اى سدیر همان است که اراده کردى یعنى با افطارى دادن ده روزهدار به ثواب عتق و آزاد کردن ده بنده از اولاد اسماعیل (ع) نایل میگردى.
توضیح:
خداوند انسان روزهدار را بر آنچه انفاق مىکند در خوردنیها و آشامیدنیها محاسبه نمىکند ولى در این امر «اسراف» نشود.
الحدیث:
عن ابى عبد الله علیه السلام:
من تصدق فى شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعین نوعا من البلاء. (7)
ترجمه:
هر کس در ماه رمضان صدقهاى بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دور می کند.
عربستان سعودی تن به آتش بس داد/شکست سعودیها در جنگ 27 روزه شب گذشته عربستان سعودی بعد از 27
روز تجاوز نظامی به یمن اعلام آتش بس کرد. این حملات در حالی متوقف شد که
سعودیها در دستیابی به اهداف اصلی خود یعنی تضعیف و عقب راندن نیروهای
مردمی شکست خوردند.
|
![]() |
عربستان سعودی 6 فرودین(7 آوریل) عملیاتی را با عنوان «طوفان قاطعیت» درپی پیشروی نیروهای ارتش و انصارالله در یمن و عقب نشینی نیروهای طرفدار عبد ربه هادی منصور رئیس جمهور فراری یمن در شهر عدن آغاز کرد.
10 کشور از جمله کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، ، الجزایر، اردن، ترکیه، مصر و سودان در این عملیات حضور داشتند و 185 جنگنده در حمله به یمن مشارکت کردند که 100 فروند آن سعودی، 30 جنگنده اماراتی، 15 جنگنده بحرینی، 15 جنگنده کویتی و 10 جنگنده قطری و 6 جنگنده مغربی بودند.
احمد العسیری در اولین نشست خبری به عنوان سخنگوی نیروهای متجاوز به یمن گفت: هدف از حملات نابودی حوثیها و بازگرداندن حکومت «منصور هادی» در این کشور است.
سرانجام شب گذشته سعودیها اعلام کردند که حملاتشان پایان یافته و مدعی شدند که عملیات طوفان قاطعیت به شکل موفقیت آمیز انجام شد.
عربستان نه تنها نتوانست منصور هادی را به یمن بازگرداند بلکه حتی نتوانست مانع پیشروی کمیتههای مردمی در برابر نیروهای القاعده و طرفداران عبد ربه منصور هادی شود. , و اکنون بیش از 90 درصد یمن در دست حوثی ها است گفتنی است عدوا شود سبب خیر اگر خدا خواهد این اقدام جهالت آمیز عربستان ،جنگ نیابتی با گفتمان انقلاب اسلامی یران بود که بشدت شکست خورد وموجب عمق بخشی و نفوذ انقلاب اسلامی در منطقه انجامید
گفتنی است سازمان بهداشت جهانی آمار جدیدی از کشتهها و زخمی شدگان در یمن ارائه داد که بر اساس این آمار از آغاز تجاوز ائتلاف نظامی به رهبری عربستان به یمن تاکنون ۹۴۴ نفر شهید و ۳۴۸۷ نفر دیگر مجروح شده اند.
مناسک حج برای به تصویر کشیدن اجماع بزرگ مسلمانان بسیار مهم است و شکی درآن نیست. اما این اهمیت تا کجاست؟ تاجایی که حجاج ایرانی هر توهین و هر جنایتی را بپذیرند؟ غیرتمان را زیر پا بگذارند؟
از همه این ها که بگذریم می بینیم وهابی های عربستان سعودی و خاندان آل یهود چگونه با پول هایی که از جیب همین زوار جمع می کنند، به کشور های مسلمان وحشیانه حمله و از تروریست ها حمایت می کنند.
برای دریافت اندازه اصلی بر روی عکس کلیک کنید
مگر کعبه چیست؟ کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نشود حاجی احرام دگر بندببین یار کجاست. وقتی تو کشورمون این همه جوون هستند که مشکل ازدواج دارند چرا این پول رو بریزیم تو جیب وهابی ها؟ چرا دست یک جوون رو نمیگیرم تا ایمانش کامل بشه؟ این رو خدا بیشتر می پسنده یا حج رفتن؟
پ,ن : دیشب گرسنه بود ، دختری که مُرد، چه آسان به خاک پس دادیمش و همسایه اش زیارتش قبول... دیشب از سفر رسید، مکه رفته بود!
[ما اقرار و اعتراف می کنیم به این که] شما [خاندان عصمت]هم امر به معروف کردهاید هم نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر، دو وظیفهی مهمّ اسلامی
هم آمر به معروف و ناهی از منکر هستید هم مجاهد در راه خدا، آن هم در مرتبهی اعلای جهاد.معروف یعنی شناخته شده و منکر یعنی ناشناس.جامعهی اسلامی آن چنان باید پاک و مبرّا از کارهای زشت و ناپسند باشد که هر کار زشتی در نظر مسلمان، ناشناس و منکر به حساب بیاید و بیگانه و غریبه دیده شود ، آن گونه که مثلاً اگر یک زن بی حجاب ببیند ، با تعجّب بگوید: این دیگر چیست ؟ ما چنین چیزی نداشتیم !
لذا این دو وظیفهی مهمّ اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر، بیانگر این مطلب است که باید در محیط زندگی مسلمانان، تمام کارهای خوب، معروف، یعنی شناخته شده و آشنا و خودی، به حساب بیاید و تمام کارهای بد،منکر، یعنی غریبه و بیگانه، دیده شود و از همه سو در مقام طرد آن از زندگی خود برآیند.
وظایف عقلی و شرعی هر مسلمان
هر مسلمانی به حکم عقل و شرع دارای دو وظیفه است:1 ـ عمل به معروف ؛ یعنی انجام دادن آنچه شرعاً دستور داده شده است و ترک منکر؛ یعنی ترک آنچه شرعاً تحریم شده است.2ـ امر به معروف ؛ یعنی ، واداشتن دیگران به ادای واجبات و نهی از منکر؛ یعنی، باز داشتن دیگران از ارتکاب گناهان.
هر مسلمانی موظّف است که هم خودش عامل به واجبات و تارک محرّمات باشد هم دیگران را به ادای واجبات امر و از ارتکاب محرّمات نهی کند.حالا اگر فرضاً کسی خودش اهل عمل نیست،آیا وظیفهی امر به معروف و نهی از منکر از او ساقط است؟ خیر،این دو از هم جداست.اهل عمل نبودن مجوّز ترک امر و نهی کردن به دیگران نیست که در آن صورت، دو گناه مرتکب شده است: یکی این که خودش عمل نکرده است و دیگر این که دیگران را امر و نهی نکرده و سبب تعطیل گشتن دو اصل دین شده است.
البتّه، تأثیر امر و نهی انسان در دیگران مشروط به اهل عمل بودن خود انسان است امّا وجوب امر و نهی دیگران مشروط به اهل عمل بودن خود انسان نیست. انسان مسلمان دو وظیفه دارد:هم باید عامل باشد به وظایف شخصی خودش، هم باید امرکننده و نهی کنندهی دیگران باشد؛ ترک وظیفهی شخصی مجوّز ترک وظیفهی اجتماعی نیست.
خشم بزرگ خدا از گفتن و عمل نکردن
در آیهی شریفهای که می فرماید:
]یا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ[؛[1]
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، چرا آنچه را خود عمل نمی کنید می گویید».
منظور این نیست که اگر خود عمل نمی کنید، دیگران را هم امر و نهی نکنید، بلکه آیهی شریفه در مقام توبیخ است که چرا پای بند به گفته های خود نیستید.این کار زشتی است که انسان به آنچه می گوید عمل نکند.عالم بیعمل سزاوار توبیخ است.
]کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللهِ أنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ[؛[2]
«این کار موجب خشم عظیم در نزد خداست که بگویید آنچه را به آن عمل نمی کنید».
پس، مقصود آیهی شریفه این نیست که حالا که خودتان اهل عمل نیستید، حقّ امر و نهی به دیگران ندارید، بلکه از اهل ایمان می خواهد که عامل به گفته های خود باشند و در عالم ایمان،به گفتن اکتفا نکنند که موجب خشم بزرگ خدا می شوند؛در نتیجه،این آیه نافی مسألهی امر و نهی دیگران نیست.
عامل انهدام اساس اسلام
در اهمّیّت مسألهی امر به معروف و نهی از منکر،این بیان از امام امیرالمؤمنین(ع) کافی است:
(وَ مَا أعْمَالُ الْبِرِّ کُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللهِ عِنْدَ الْأمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ إِلَّا کَنَفْثَة فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ)؛[3]
«همهی اعمال نیک و جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر، به سان آب اندکی است که از دهان هنگام دمیدن بیرون می آید،در برابر دریای عمیق بیکران».
با تعطیل شدن امر به معروف و نهی از منکر، اساس اسلام رو به انهدام می رود و جامعهی مسلمین عزّت خود را از دست میدهد. لذا امام باقر(ع)فرمودهاند:
(اِنَّ الاَمْرَ بِالْمَعْروفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ سَبیلُ الْاَنْبِیاءِ وَ مِنْهاجُ الصّالِحینَ)؛
«راه و رسم پیامبران و صالحان امر به معروف و نهی از منکر است».
(فَریضَة عَظیمَة تُقامُ بِهَا الْفَرائِضُ)؛
«فریضهی بزرگی است که سایر فرایض به سبب آن به پا داشته می شوند و استوار می گردند».
(وَ تَأْمَنُ الْمَذاهِبُ)؛
راهها امنیّت پیدا می کنند [و جلو هرج و مرج و طغیانگریها گرفته می شود].
(وَ تَحِلُّ الْمَکاسِبُ وَ تُرَدُّ الْمَظالِمُ)؛
«کسب و کارها حلال می شود و هر صاحب حقّی به حقّش می رسد».
(وَ تُعْمَرُ الاَرْضُ وَ یُنْتَصَفُ مِنَ الاَعْداءِ)؛[4]
«زمین آباد می شود و از دشمنان انتقام گرفته می شود».
البتّه، امر به معروف و نهی از منکر مراتب و شرایط و احکام مخصوصی دارد که فعلاً مجال تفصیل آن نیست.
[1]ـ سورهی صفّ،آیهی2.
[2]ـ همان،آیهی3.
[3]ـ نهجالبلاغهی فیض،حکمت 366.
[4]ـ کافی،جلد5،صفحهی56.
برگرفته از کتاب حبل متین جلد 2 صفحه 95 شرح زیارت جامعه کبیره آیت الله ضیاء آبادی